تبليغاتX
زیر آسمان غربت -
1 ماه که این در و اون در میزنم, دیدم شاید اگر بیام اینجا بنویسم آرووم شم...بنویسم از این روزا , که تو نیستی و من عجیب دلم نمیخواد برگردی...دست و پا نمیزنم..چنگ نمی ندازم...دلتنگ میشم...وسط روز..سر کلاس وقتی استاد داره با حرارت توضیح میده صدای تو توی سرم اکو میشه....پشت چراغ قرمز وقتی دارم ثانیه ها رو میشمارم یاد رانندگی با تو میافتم...سرکار وقتی هزار تا برگه جلوم و دارم ضرب و تقسیم میکنم هی ماه های بودن و نبودنت رو سبک سنگین میکنم...توی کلاب وقتی با کفش پاشنه ده سانتی بالا پایین میپرم یادم میاد آهنگ مورد علاقه ی تو داره پخش میشه...توی کافه وقتی دختر پسر جلوییم از خنده ریسه  میرن یاد شب های آرت میافتم...شب ها سرم که به بالشت میرسه یاد ثانیه به ثانیه 4 سال گذشته میافتم...حتی همین امشب...داشتم قلب یخی نگاه میکردم...صحنه ای که خبر مرگ دوستش رو میشنوه..میشینه جلوی ماشینش گریه میکنه...منم گریه کردم..تو ذهنم هزار بار صحنه سازی کردم که اگر روزی یک تار مو از سرت کم بشه...همین الان اصلا...که گلوم داره از بغض میسوزه....اما همش اسمش فقط و فقط دلتنگیه....سرم سبکه...قلبم رهاست...کینه ندارم..حرف نگفته ندارم...این خوشحالم میکنه...این که از صمیم قلبم میدونم دیگه نمیخواستمت و درست وقت رفتنت بود....نه که دوستت نداشته باشم....نه...همیشه گفته بودم.."چنانت دوست میدارم که گر روزی فراق افتاد,تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم"...من زاده شدم که دوست داشته باشمت...اما باید میرفتی..دوست داشتنم وقتی بودی پشیزی نمی ارزید...وقتی بودی اسطوره ی عشق ذهن من لکه دار بود و از دوست داشتن زده ام میکرد.....حالا که نیستی.من منم...عاشقی میکنم بیا و ببین...بو میکشم.میخندم..میچرخم...میخونم..یاد میگیرم...خلاصه که نیستی ببینی چجوری بالا بالا میپرم...روزی هزار تا آرزوی جدید پیدا میکنم و چقدر خودم رو صبح تا شب میکشم تا به آرزوهای کوچیکم برسم....واسه گنده گنده هاش هم آی برنامه میریزم..آی نقشه میکشم و آی کیف میکنم..میگن وصف العیش,نصف العیش دیگه.....راستش نبودنت گاهی وقت ها میخوره تو صورتم...عصبی میشم..پاچه میگیرم...از همه بیزار میشم....اما طولی نمیکشه که یادم میاد نبودنت چقدر آرام تر و با ثبات تر و قابل اعتماد تر از بودنت...بعد یهو عاشق همین نبودنت میشم....عاشق اینکه میتونم تا صبح  رویا ببافم....تو که گفته بودی" دوستم داری چون توان مبارزه رو دارم"  یادت باشه, تا دنیا دنیاست"دوستت دارم چون توان مبارزه رو بهم دادی"...


همین ...موفق باشی

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت توسط دختری از جنس بهار |