دنیا و چاله هایش غروب های یکشنبه کمین میکنند پشت پلک ات...پس ذهن ات...در کوچه پس کوچه های شهر غریبه ات....دنیا و چاله هایش غروب های یکشنبه بی رحم تر از همیشه اند...چه دل به دل محسن یگانه در ماشین ات بدهی, چه دل به دل فریدون فروغی....یکشنبه که باشد..غروب که باشد...هیچ چاله ای پر نمیشود..چاله ها فقط آوار میشوند روی سر غروب یکشنبه ات..پشت پلک ات...
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت توسط دختری از جنس بهار
|