زیر آسمان غربت


یک فیلم دارم از مسافرت طالقان ساله ۸۸، دوربین روی مافیا بازی کردن ماست، پشت صحنه صدای جیغ میاد، صدای محسن میاد که داره جیغ می‌زنه "فرهاد یعنی‌ داری شروع میکنی‌ دیگه؟" سینا از بین ما بلند می‌شه و میدوه به سمت صدا و میگه شروع شد،علی‌ منو میکشه به سمت صدا و سپهر تینا رو...کم کم همه از کادر با جیغ و داد خارج میشن ، صحنه‌ آخر فیلم یک زیر اندازه خالیه که پر شده از صدای جیغ و خنده!

فیلم بعدی لنز دوربین خیسه و صدای شهاب میاد که میگه خودم میپرم،خودم میپرم
فیلم آخر همچنان لنز دوربین خیسه و ما سردمون و تو آب در هم حلقه زدیم و امیر و محسن الاخره شهناز رو گرفتن و دارن میندازنش تو آب پیش ما !
خواستم بگم "دوست داشتن بعضی‌ آدم‌ها تو تر و پودت ریشه داره"

همین

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۱ ساعت توسط دختری از جنس بهار  | 
  • خانه
  • پروفایل مدیر وبلاگ
  • پست الکترونیک
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
نوشته‌های پیشین
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • آرشيو
آرشیو موضوعی
  • بابای سپنتا
  • خاطرات
  • دلتنگی ها ی شبانه
پیوندها
  • مريم جون
  • روستایی به نام قلبستان
  • نازیلا
  • مهسا
  • سونیا و پیمان
  • تین تین
  • تپش های عاشقانه
  • باور کن رفتنم را
  • The Blower's Daughter
  • نیلووو و نقاشی
  • جهان بینی های فروغ الزمان
  • فریاد سکوت
  • کولی
  • سکوت غوغا
  • باور بهاری
  • شاید وقتی دیگر
  • من و زندگی
  • spotlight
  • توکای مقدس
  • کافه کافکا
BLOGFA.COM