یک فیلم دارم از مسافرت طالقان ساله ۸۸، دوربین روی مافیا بازی کردن ماست، پشت صحنه صدای جیغ میاد، صدای محسن میاد که داره جیغ میزنه "فرهاد یعنی داری شروع میکنی دیگه؟" سینا از بین ما بلند میشه و میدوه به سمت صدا و میگه شروع شد،علی منو میکشه به سمت صدا و سپهر تینا رو...کم کم همه از کادر با جیغ و داد خارج میشن ، صحنه آخر فیلم یک زیر اندازه خالیه که پر شده از صدای جیغ و خنده!
فیلم بعدی لنز دوربین خیسه و صدای شهاب میاد که میگه خودم میپرم،خودم میپرم
فیلم آخر همچنان لنز دوربین خیسه و ما سردمون و تو آب در هم حلقه زدیم و امیر و محسن الاخره شهناز رو گرفتن و دارن میندازنش تو آب پیش ما !
خواستم بگم "دوست داشتن بعضی آدمها تو تر و پودت ریشه داره"
همین
فیلم بعدی لنز دوربین خیسه و صدای شهاب میاد که میگه خودم میپرم،خودم میپرم
فیلم آخر همچنان لنز دوربین خیسه و ما سردمون و تو آب در هم حلقه زدیم و امیر و محسن الاخره شهناز رو گرفتن و دارن میندازنش تو آب پیش ما !
خواستم بگم "دوست داشتن بعضی آدمها تو تر و پودت ریشه داره"
همین
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۱ ساعت توسط دختری از جنس بهار
|